برچسب:
نویسنده: بهنام رفیعی
اگر عاشق تو بودم
اگر خاطراتم با تو هویت داشت
اپر زجری کشیدم
اگر فقط دره ای از احساس من در تو بود
برایت آسمان را زمین می آوردم.
برچسب:
نویسنده: بهنام رفیعی
برچسب:
نویسنده: بهنام رفیعی
برچسب:
نویسنده: بهنام رفیعی
دستانم خالی بود، عاشق دختری بودم،
الآن هم گوشه ی ذهنم دارمش.
دختری که نه چهره ام را دگر به یاد می آورد و نه دیگر صدایم در گوشش می پیچد.
الآن دنیا را کف دست مهربانم دارم،
اما یکی را هم دوست می دارم،
به قد تمام زندگیم.
دخترم را سخت می پرستم.
و خوشبختی من کامل است.
برچسب:
نویسنده: بهنام رفیعی
برچسب:
نویسنده: بهنام رفیعی
برچسب:
نویسنده: بهنام رفیعی
برچسب:
نویسنده: بهنام رفیعی
برچسب:
نویسنده: بهنام رفیعی
برچسب: فراموشی,
نویسنده: بهنام رفیعی
آنکه که می رود یا آنکه که می ماند؟
آنکه می ماند همیشه گلایه می کند و البته هم همیشه حق با اوست،
یکطرفه به قاضی رفتن است.
اما
کسی چرا رفته را نمی داند!
شاید، دگر جایی برای ماندنش نمانده باشد.
و من، همان رفته ام!
برچسب:
نویسنده: بهنام رفیعی